ملیکاملیکا، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 3 روز سن داره
آریانآریان، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 9 روز سن داره
آنیتاآنیتا، تا این لحظه: 10 سال و 2 ماه و 14 روز سن داره

بهانه های زندگیم ملیکا و آریان و آنیتا

یک مامان هستم ک شیطونی دخترا و پسرم اینجا می نویسم

مهدی جان تولدت مبارک

سلام مهدی جان، تولدت مبارک باشه مهربونم  مهدی جان، خیابونها رو دیدی چه قشنگ شده. دیدی چه کسایی برات چراغونی کردن. یه کسایی که اصلا به تیپ و قیافشون نمیخوره تو این وادی ها باشن. ولی عاشقتند. این بچه ها با چه ذوق و شوقی توی خیابونها راه افتادن و برات شیرینی و شربت پخش میکنن. چقدر قشنگ وقتی میبینم همه با هم مهربونند. وقتی بچه ها وسط خیابونها با سینی های شربت وشیرینی می ایستن و ماشینها رو نگه میدارن و ازشون پذیرایی میکنن . وقتی همه جلوی مغازه هاشون رو تزئین کردن. روی پرچم هاشون رو خوندی چیا نوشته، روی بعضی هاشون نوشته مهدی بیا مهدی بیا. مهدی جان، میدونم خودتم دوست داری بیای ولی این ماییم که باعث شدیم با گناهامون جلوی اومدنت رو بگیریم. ...
3 تير 1392

دو سالگی و دوره ی استقلال

 دو سالگی رو گفتند شروع دوره استقلال بچه ها ولی بچه نمی دونه چجوری استقلالش رو بیان کنه و یه جورایی رفتارهای لجبازانه پیش میاد که بعضیهاش واقعا عجیبه و ادم می مونه چجوری برخورد کنه... تو این قسمت می خوام چند تا از تجربیات خانواده سه نفری خودمون رو در این رابطه بگم .... این رفتارا اقتضای سنه و امیدوارم مامان و بابای خشنی به نظر نرسیم چون تو کتابا گفته باید برخوردهای جدی تو این مواقع کرد که بچه 2 ساله رفتار صحیح و غلط رو تشخیص بده..... اولا بگم کلا این روزهای ما شده نه نه نه ... هر چی که با نه شروع بشه... نمی خورم, نمی خوام, نمی ام, نمی رم, نمی پوشم, نمی خوابم..... خلاصه کلمه ای که بیشتر از هر چیزی تکرارش میکنی... ای...
31 خرداد 1392

تشکر از دوستان

سلام به تمام دوستان که به وبلاگ دختری من سر می زنن خواستم از تمامی این دوستان تشکر کنم که هر روز با نظرات زیباشون من رو تو نوشتن دلگرم می کنن وخوشحالم  که مثل خواهربرادر های من هستید که هرروز برای ملیکاجان نظر میزارین ،ازجمله (مامان عایشه)و(مامان تپل)و(مامان راحیل)و(دایی ابوالفضل)و(خاله سمانه)(خانم بابکی)و(مامان محیا) و (مامان الینا)وآقای(سعیدرحیمی)محترم که بعضی وقتا که شعر میذارن ازخوندن شعرهاش لذت میبرم،انشاالله مثل خواهربرادر همیشه کنارهم بمونیم/ پانوشت: خواستم از اقای رحیمی بابت شعر هاشون تشکر کنم امیدوارم بازم به ما سر بزنن
30 خرداد 1392

عکس های تولد

اینم یه سری عکس از تولد ملیکا که تونستم پیدا کنم اخه اون شب بیشتر فیلم دارم و عکسهام خیلی محدود بودن امیدوارم خوشتون بیاد.  عکسایی از روزی که به دنیا اومده تا 2 سالگی به ترتیب چسبونده که به نظر خودم ایده ی جالبی بود گیفت های تولد که به بچه های تو تولد دادم ملیکا در حال ناخنک زدن کادوهایه ملیکا خانم اینم کادوی من و بابایی واسه فرشته ی زندگیمون ...
29 خرداد 1392

عکس

این همه چند تا عکس که قولش رو داده بودم تولد خاله سمانه ١٣ اردیبهشت اینم مدل اولیه لباسی که واسه ملیکا دوختم که البته طرح نهایی رویه بالاتنه اش کار شده که بعد عکسش رو میزارم ملیکا در دشت ریواس ملیکا در یزد زیارتگاه سید جعفر   ...
21 خرداد 1392

دلم خوش است به پدرت

می دانی دخترم دلم خوش است ...دلم خوش است که پدرت هست ...پدرت هست که برایت پدری کند ....وقتی ان گوشه می نشینم و تو و پدر رو می بینم که چطور از سرو کول هم بالا می روید قند در دلم اب می شود...نمی خواهم نفر سوم در جمع هم بازی هایتان باشم ....دلم می خواهد نفر غایبی باشم که ان گوشه نشسته است و نگاهتان می کند و می شنود صدای جیغ و خنده های دختری که بالش روی کله اش خورده یا توپ به پایش شوت شده ....یادت بماند که پدر بیشتر از هر چیزی که فکرش رو بکنی برایت پدری می کند...دلت خوش باشد که اگه مادر وقت نمی کند که با تو بازی کند بعضی روزها پدر جبران کاستی های مادر را می کند و هم بازیت می شود...همان هم بازی که برایت گاز و قابلمه و بسا...
12 خرداد 1392