خاطرات نامگذاری ملیکا
وقتی ملیکا رو باردار بودم می خواستم اسمش رو یگانه زهرا بزارم ولی وقتی بدنیا اومد از این اسم خوشم نیومد واسه همین وقتی دنیا اومد من خیلی دستپاچه شدم خب هنوز هیچ نامی برای اون انتخاب نکرده بودم. پس با بابایی در کتابی به دنبال اسم مناسب با معنی و قشنگ می گشتیم ولی هر روز که می گذشت پیدا کردن اسم سخت تر می شد هر کسی نظر میداد ولی نظر بابایی از همه مهمتر بود مامان جون و خاله سمانه می گفتن ارشیدا یا رومیسا بزارید بابا جون می گفت پونه بزارید ولی من دلم راضی نبود من می خواستم یه اسم مذهبی با کلاس باشه واسه همین هیچ اسمی رو تایید نمی کردم تا اینکه وقتی 12 روز گذشت بابایی زنگ زد و اسم ملیکا رو پیشنهاد کرد یه ...
نویسنده :
مامان
19:33






