ملیکاملیکا، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 5 روز سن داره
آریانآریان، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 11 روز سن داره
آنیتاآنیتا، تا این لحظه: 10 سال و 2 ماه و 16 روز سن داره

بهانه های زندگیم ملیکا و آریان و آنیتا

یک مامان هستم ک شیطونی دخترا و پسرم اینجا می نویسم

به ایرانی بودن افتخار می کنم

1405/2/22 12:44
نویسنده : مامان
87 بازدید
اشتراک گذاری

سلام

چقدر من سرم شلوغ شده که به اینجا سر نزدم ببخشید بچه های خوشگلم

کاش می تونستم این روزهام رو قشنگ واستون بنویسم که با خوندش بچگی ها شیطونی هاتون رو فراموش نکنید

الن ملیکا کلاس نهم هست و اریان ششم و انیتا چهارم 

الن اردیبهشت 1405 هست و به خاطر شرایط جنگی کلاسه و امتحانات خیلی به نفع اقا اریان خوش شانس شده اخه امتحان هاش که می بایستی نهایی باشه به صورت انلاین شده و خیلی راحت با کمک من و کتاب به سوالاتش جواب می ده پانیتا واسه کلاس و امتحان میره خونه معلمش و باید کامل بخونه و هم میره خونه عمه ش و با اسرا و عمع درس می خونه و بعدش با من

ملیکا هم از وقتی مامان جون اومده میره خونه مامان جون و امتحاناتش داخل مسجد انجام می شه

کلا همه چی به ریخته شرایط جنگ و اوضاع و احوال جدیدی رو داریم االان در اتش بس هستیم البته که 40 روز جنگ داشتیم که ایران با تمام توان خودش جلوی ابرقدرت ها ایستاد و اونا رو مجبور به عقیب نشینی کرد

از اینکه ایرانی هستم به خودم افتخار می کنم و دلم می خواد شما بچه های عزیزم هم به خودتون به کشورتون و به رهبر و همه مردممون که پشت ایران ایستادن افتخار کنید

مردم ایران هر شب داخل میادین پرچم ایران رو بالا نگه میدارنو پای ارمان های خود ماندن و من لذت می برم از دیدنشان(اریان هم بعضی شب ها با بچه های محله به موکب محله میره و پرچم تکون می ده)

انشالله که خیلی زود سایه جنگ از کشور عزیزمان دور بشه و ما به عنوان یک ابرقدرت در خاورمیانه ثابت بمانیم

در این دوره خیلی از فرمانده ها و البته رهبر عزیزمون رو از دست دادیم و کلی شهید دادیم و روزهای سختی رو گذروندیم ولی همیشه قوی و امیدوار بودیم و با تمام جان از ایران دفاع کردیم ملیکا و اریان و انیتای من وقتی بزرگ شدید دوست دارم قدر کشورتون رو بدونید و افتخار کنید که ایرانی هستید

به امید پیروزی و پیشرفت امیدوارم در اینده دیگه این روزهای جنگ رو نداشته باشیم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)