بهانه های زندگیم ملیکا و آریان و آنیتا

جوجه های نازم این وبلاگ رو فقط به خاطر شما ساختم

اولین مرواریدهای پسرم

سلام به پسرم که منو درست در روز مادر خوشحال کرد عزییییییزم بالاخره بعد از 10ماه انتظار  چشممون به دندونی هات افتاد نمیدونی مامان چقدر منتظر بود تا دندون های نازت را ببینه اخه ابجی ملیسا تو 8 ماهگی دو تا دندون داشت واسه همین فکر می کردم تو هم مثل ملیسا هستی  .. عزیزم دندونت مثل یه مروارید که تو صدف لبهاته... البته دندونت نه دندونات اخه عزیزم 4 تا دندونات با هم سر زدن که من دو تایی که از پایین سر زدن رو دیدم و دو تایه دیگه رو وقتی بردمت دکتر واسه تب و سرماخوردگیت دکتر دید که از نیش بالات هستن... پسر گلم درست در 10 ماهگیت که مصادف با 22 فروردین و روز مادر من متوجه دندونات شدم فکر کنم می خواستی به مامان کادو بدی گلم خیلی نازه ...
25 فروردين 1394

ملیکا و اریان در نوروز94

اریان و باباحاجی ملیکا با لی اریان پشت رول خخخخخخخخخخخخ اریان با لباس عید اینم سفره عید 94 سفره عید خونه مامان جون رو ملیکا چید(شب عید همگی خونه مامان جون بودیم و شب همون جا خوابیدیم) ...
24 فروردين 1394

اریان 9ماهه و دخترک 3 سال و 11 ماهه

سلام به دختره نازم و پسره قند عسلم ببخشید که اینقدر دیر به دیر میام خیلی سرم شلوغه وقته سر خاروندن ندارم هم باید به اقا اریان برسم و هم به دستورات ملیکا خانم عمل کنم خیلی خسته ام ولی از این خستگیم ناراضی نیستم و لذت می برم که مامان دو تا وروجک هستم وقتی بهشون نگاه می کنم قند تو دلم اب می شه احساس می کنم که دارم بهترین لحظات زندگیم رو سپری می کنم و دلم می خواد زمان بیاسته تا من از ته دل ذوق کنم این روزها رو مثل یه چشم بهم زدن داره میگذره و ملیکا و اریان روز به روز بزرگ تر میشن کاش میشد از این روزها نهایت لذت رو ببرم میدونم یه روز خیلییییییی دلم برای الان تنگ میشه! کارها و حرف هایی که این ماه اریان یاد گرفتی تعقیب و گریز رو...
19 فروردين 1394
1