ملیکاملیکا، تا این لحظه 7 سال و 6 ماه و 29 روز سن دارد
آریانآریان، تا این لحظه 4 سال و 5 ماه و 5 روز سن دارد
آنیتاآنیتا، تا این لحظه 2 سال و 4 ماه و 10 روز سن دارد

بهانه های زندگیم ملیکا و آریان و آنیتا

اولین غذایه پسرم

گل پسرم، عزیز دلم، دیگه بزرگ شدی و می خوای غذا بخوری......بله پنج ماهت که تموم شد درست در 156 زورگی (5 ماه 4 روزگی )دکتر  اجازه شروع غذای کمکی برای شما رو دادند.البته اول فرنی و بعد حریره بادام و سپس سرلاک............ خوشگلم چون به آرد برنج های حاضری اعتباری نیست خودم برات آرد برنج درست کردم و به کلی ذوق اولین غذای کمکی شما رو درست کردم خلاصه زیاد دوست داشتی و من خوشحال شدم که استقبال کردی اخه ابجی ملیکا زیاد دوست نداشت  پسرم اولین مزه بعد از شیرت رو امتحان می کردی اما مطمئنم کم کم علاقت بیشتر می شه.  حریره و سرلاک رو به خصوص سرلاک رو از همه بیشتر دوست داشتی....... فعلا توی این ماه که ششمین ماه زندگیت هست قرار شد...
14 دی 1393

ملیکا و آریان و دختر خاله آرشیدا

قربون دخترم برم که الان سرما خورده که با هر بار سرفه زدنش دلم رو می لرزونه خدایه خوبم زودی دخترم رو خوبش کن قربون پسرم برم که الان سه چهار روزه اسهاله و روزی 5 تا 6 بار باید عوضش کنم و بخاطر همین پاهاش سوخته بهت 12 ساعتی نصفی اسید فولیک می دم و بهت حریره برنج و سیب زمینی می دم تا خوب بشی از امروز هم داری سرفه می کنی که با هر بار سرفه زدنت از خدا می خوام همه مریضیت رو به من بده احتمالا از ملیکا سرما خوردی قربون ارشیدا خانم هم برم که داره کم کم بزرگ می شه ...
14 دی 1393

شیرین زبانی ملیکا سری اول

سلام به همگی امروز اومدم که از شیرین زبونی هایه ملیسا خانم بگم از حرف زدنش که دل ادمو می بره چندر روز پیش داشتم بهش کلمه آب رو می نوشتم تا یادش بدم که ملیسا سریع گفت ملیسا:من بلدم بزار بکشم بعد مداد رو گرفت دستش و دو تا خط کشید و گفت :یاد بگیر مث (مثل) من ننا(نگاه) کن من لیبان(لیوان) کشیدم حالا آب می ریزیم توش ننا آب داره میات(میاد)تو لیبان . مامان ننا دو تا آب می کشم ننا کن چجور کشیدم .یاد گرفتی مث من اینجوری اینجوری کنی یاد بگیر دیگه ...ننا کن من لیبان کشیدم خدایی که اخر اعتماد به نفسه بعد من مداد رو برداشتم و گفتم یاد گرفتم و یه لیوان کشیدم که سریع مداد رو ازم گرفت و گفت:ننا کن لیبان که اینجوری نیست ما...
4 دی 1393
1