بهانه های زندگیم ملیکا و آریان و آنیتا

جوجه های نازم این وبلاگ رو فقط به خاطر شما ساختم

یک پرژه سخت

سلام دختر نازم الان یک هفته ای هست که سرما خوردی که البته من هم از شما این ویروس رو گرفتم و به خاطر شرایطی که دارم نمی تونم دارو بخورم . چند شب پیش با بابایی یردیمت دکتر و کلی باهات حرف زدیم که اونجا گریه نکنی اولش خوب بودی ولی همین که دکتر شروع کرد به معاینه تو هم گریه کردی و به سختی معاینه ات کرد و بعد دکتر واست دارو تجویز کرد و من تو دلم لرزید اخه تو اصلا اهل دارو خوردن نیستی . وقتی می گم اصلا یعنی اصلا . از هر راهی از هر روشی که شما بگید استفاده کردم از قطره چکون سرنگ و هر چیزی که شما فکرش رو بکنی از ریختن تو اب و اب میوه اش گرفته تا گرفتن دستات و به زور ریختن تو دهنت وقتی کوچکتر بودی خیلی راحتتر با بابایی می تونستیم دهنت ک...
21 دی 1392
1